محمد مهدى ملايرى
280
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
همانطور كه پيش از اين هم گفتهايم آنچه در قرنهاى نخستين اسلامى از نوشتههاى دورهء ساسانى در زمينهء ادب و اخلاق به زبان عربى ترجمه شده و در ادبيات عصر عباسى راه يافته خيلى بيشتر از آن مقدارى بوده است كه امروزه از ترجمههاى اينگونه نوشتهها در مآخذ عربى مىتوان يافت ، زيرا در مآخذ عربى غالبا به نام كتابهائى برمىخوريم كه در همين زمينهها از نوشتههاى دورهء ساسانى در قرنهاى نخستين اسلامى به عربى ترجمه شده و تا چند قرن هم در زبان عربى باقى بوده ولى امروز هيچ اثرى از آنها در دست نيست ، و اگر اين نامها هم بر حسب اتفاق در مآخذى باقى نمانده بود ما امروز بهطور قطع از اينكه چنان كتابهائى هم وجود داشته بىخبر بوديم ، چنان كه بودهاند كتابهايى كه حتى اسم آنها هم باقى نمانده و ما از وجود آنها بىاطلاعيم ، زيرا به هيچ روى نمىتوان مطمئن بود كه اين كتابها كه نام يا اثرى از آنها در مآخذ عربى باقى مانده همهء آن چيزى بوده است كه در اين زمينه از ادبيات ساسانى به ادبيات عربى راه يافته است . ابن نديم زير عنوان « الكتب المؤلفة فى المواعظ و الاداب و الحكم للفرس و الروم و الهند و العرب مما يعرف مؤلفه او لا يعرف » « 1 » يعنى كتابهايى كه در پند و ادب و حكمت از آن ايرانيان و روميان و هند و عرب تأليف شده و مؤلف آنها شناخته يا ناشناخته است ، صورتى از اينگونه كتابها را ذكر كرده كه از مجموع آنها كه جمعا 44 كتاب است چهارده كتاب آن مسلما ترجمه از نوشتههاى ساسانى بوده و عدهء ديگرى هم به احتمال قوى داراى اصول ايرانى بودهاند ، ولى از مجموع اين كتابها جز يك يا دو تاى آنها موجود نيست آن هم معلوم نيست كه آنچه از آنها موجود است همهء آن كتابها است يا قسمتى از آنها ، با آنكه مىدانيم كه ابن نديم از رجال قرن چهارم هجرى است و چنان كه خود در مقدمه كتاب خود گويد كتابهايى را در فهرست خود ذكر كرده كه در زمان او در زبان عربى وجود داشته و او يا خود آنها را ديده و يا به وجود آنها اطمينان داشته است .
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 316 - 315 .